و این منم، فمینیست

منتشرشده: مارس 7, 2015 در Uncategorized

مدت‌هاست که از نوشتن موندم

احساس می کنم هر کسی که می نویسد  توی زندگیش یه دوره‌ای داره که مثل درخت گلابی مهرجویی بی‌بار می‌شه

و برای من ننوشتن گاهی نشونه بی‌باریه و گاهی نشونه بار سنگینی که نمی ذاره بنویسم

دنبال بهونه می‌گشتم برای نوشتن و این بهانه رو روز جهانی زن به دستم داده

و دوستانی مثل آب روان، که ازم خواستند از تجربه فمینیستی‌ام بنویسم

پس دوباره سلام

برای من فمینیست بودن یه انتخاب نبوده

من دلم می خواسته زندگی ساده ای داشته باشم

کنار خانواده ام زندگی کنم

توی یه خونه با یه خونواده بزرگ

من دلم می خواسته آدم ها بیان و برن، مهمونی باشه، برای کسانی که دوست‌شون دارم دلمه و شیرینی درست کنم و بچه ها رو بغل کنم

و وقتی تنهام مقاله بنویسم و وبلاگم رو آپدیت کنم

انتخاب من عمه خاله اینترنتی بودن نبوده

فمینیسم انتخاب خیلی زن ها نیست

یادم می‌آد معلم مدرسه ام تعریف می کرد که چقدر شوهرش رو دوست داشته و چطور جنگ برای همیشه بین اون‌ها فاصله انداخت

یادم می‌آد که زن‌هایی که هم نسل مادرم بودن، خیلی هاشون زندگی‌هاشون رو از دست دادن و مجبور شدن طور دیگری زندگی کنن، مثلا در نقش همسر شهید

یادم می‌آد که من خیلی زود یاد گرفتم که داغ دیدن و به سووشون نشستن تقدیر زندگی زنانه خیلی از زن‌های سرزمین منه

بزرگ‌تر که شدم دیدم که مهاجرت هم قسمتی از تقدیر زنانه ما است، چه عمه خاله های اینترنتی باشیم، چه کارکنان بی مزد و مواجب فیلیپینی، چه مادران همیشه چشم انتظار مکزیکی و چه مادران عزادار خیابون‌های تهران

سر کلاس‌های دانشگاه آمریکایی که می‌نشینم می دونم فمینیسمی که من به دنبالش هستم مثل یه نسخه شخصی می‌مونه از یک روایت بزرگ

توی فمینیسم من صدای بمباران‌های کودکی، ازدواج اجباری زن‌های زندگیم، گریه‌های مادربزرگم برای پسرهایی که توی جبهه داشت با ناله مادر سرباز رایان آمریکایی که سه تا پسرش رو توی جنگ از دست داد و گریه بی‌صدای پیرزنی که روی صندلی بغلی توی سینما برای تک تیرانداز آمریکایی گریه می‌کنه؛ مخلوط میشه

فمینیسم به سراغ خیلی از ما اومد، وقتی که چاره دیگری نداشتیم

ما فمینیست شدیم تا از خودمون، زندگی‌هامون و زندگی‌های دیگران دفاع کنیم

فمینیسم برای من دفاع از حق انتخاب دخترها است برای این که هرکسی رو که می‌خواهند دوست داشته باشند

فمینیسم برای من آینده سارا و درسا و حوریا است و بچه‌های اهواز وقتی نفس شون بند می‌آد از تغییرات اقلیمی دنیا

فمینیسمی که من بهش معتقدم مدافع مردها است، مدافع پسرهای جوانی که سر کلاس‌هام می‌نشینن و نمی‌دونند که چرا نمی‌تونند حرف بزنند

فمینیسمی که من بهش معتقدم جنبش احیای حقوق پیرزن‌ها است

فمینیسم برای من خونه بزرگیه که دلم می خواست داشته باشم

توی این خونه برای همه جا هست، حتی اگه ما مجبور باشیم تنگ‌تر بنشینیم

توی این خونه نمی‌شه خشونت خانگی کرد، نمیشه کسی رومجبور به انتخابی کرد که نمی‌خواد، نمیشه کسی رو به زور شرقی یا غربی کرد، نمیشه به کسی گفت باید بچه داشته باشه یا نه، غذا درست کردن رو دوست داشته باشه یا نه، ازدواج کنه یا نه

فمینیسم پذیرای من و خیلی‌های دیگه شد وقتی که احساس کردیم خونه امن‌مون رو از دست دادیم

وقتی که با جنگ و مهاجرت و خشونت و افراط گرایی  به قول سارا احمد از سر میز خانواده‌هامون به زور بلند شدیم و سر میز دنیا نشستیم

فمینیسم جای من در دنیا است

هرکجا هستم باشم …

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. Lost می‌گوید:

    ﺣﺮﻑ ﺩﻝ;
    …توی این خونه نمی‌شه خشونت خانگی کرد، نمیشه کسی رو مجبور به انتخابی کرد که نمی‌خواد، نمیشه کسی رو به زور شرقی یا غربی کرد، نمیشه به کسی گفت باید بچه داشته باشه یا نه، غذا درست کردن رو دوست داشته باشه یا نه، ازدواج کنه یا نه
    فمینیسم پذیرای من و خیلی‌های دیگه شد وقتی که احساس کردیم خونه امن‌مون رو از دست دادﻳﻢ
    اﺯ سر میز خانواده‌هامون به زور بلند شدیم و سر میز دنیا نشستیم…

  2. نسرین می‌گوید:

    برقرار باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s